ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:24
چه غریب مانده یی دل
چو مسافر سبکبار
همه در مسیر کویش
به ترنم قناری
غم غنچه بهاری
به هزار شور و غوغا
قدم قدم بخوانیکه تو ای بهار، سالهاست
دل ریش عاشقان را
به وعده وصالی
بسیار سخت سوختی
-------------------------------------
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:24
میگفت:
صورتت کبود بود.
نفش نمیکشیدی.
به پهنای صورت گریه میکردم.
تو توی یه دست بودی.
با دست دیگه محکم به دیوار تکیه میزدم.
نفس نمیکشیدی ... رو دستم بی جون افتاده بودی. نمیدونست چیکار باید بکنم ... با تمام وجود میخواستم برگردی.
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:24
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:24
ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:24
من خسته ی مسافر
که دم به دم زشوقت
ز کویر سرد تاریک
به امید گرم یادت
به صدای خفته در گلویم
همه گام میزدم من
تب تشنگی روی ماهت
عطش فراق سالهایت
قدمم چو بید لرزان
که گذر کنی زچشم
چو رسیدم از فراق سالها
تو فرشته ی مهاجر
هوس جنان چه داری؟ما را در سایت خوبی و توقع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:24